همین که بهتری الحمدلله
جدا از بستری، الحمدلله
تو کیستی که ز دستت بهار میریزد
بهار در قدمت برگ و بار میریزد
منظومهٔ دهر، نامرتب شده بود
هم روز رسیده بود هم شب شده بود
خانههای آن کسانی میخورد در، بیشتر
که به سائل میدهند از هرچه بهتر بیشتر
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين