مرا مباد که با فخر همنشین باشم
غریبوار بمیرم، اگر چنین باشم
چشمهایم را به روی هرکه جز تو بود بست
قطرۀ اشکی که با من بوده از روز الست
صدای کیست چنین دلپذیر میآید؟
کدام چشمه به این گرمسیر میآید؟
قلم به دست گرفتم، خدا خدا بنویسم
به خاطر دل خود، نامهای جدا بنویسم