میرسد باز به گوش دل ما این آواز
چه نشستید که درهای عنایت شد باز
از حرا آمد و آیینه و قرآن آورد
مکتب روشنی ارزندهتر از جان آورد
حوادث: آتش و، ما: خار و، غم: دود و، سرا: بیدر
از آن روزم سیه، دل تیره، لب خشک است و مژگان تر
بیا که شیشه قسم میدهد به عهد کهن
که توبه بشکن، اینبار هم به گردن من