بوی بهشت میوزد از کربلای تو
ای کشتهای که جان دو عالم فدای تو
حوادث: آتش و، ما: خار و، غم: دود و، سرا: بیدر
از آن روزم سیه، دل تیره، لب خشک است و مژگان تر
بیا که شیشه قسم میدهد به عهد کهن
که توبه بشکن، اینبار هم به گردن من
ماه صفر رسید و افق رنگ دیگر است
عالم سیاهپوش به سوگ سه سرور است