عشق تو در تمامی عالم زبانزد است
بیعشق، حال و روز زمین و زمان بد است
ز موج اشک به چشمم، نگاه زندانیست
درون سینهام از غصّه، آه زندانیست
خاکریز شیعه و سنی در این میدان یکیست
خیمهگاه تفرقه با خانهٔ شیطان یکیست
اشکی بوَد مرا که به دنیا نمیدهم
این است گوهری که به دریا نمیدهم
گر نگاهی به ما كند زهرا
دردها را دوا كند زهرا
ای باخبر ز درد و غم بیشمار من!
برخیز و باش، فاطمه جان، غمگسار من