عمریست انتظار تو ای ماه میکشم
در انتظار مهر رخت آه میکشم
صبحی دگر میآید ای شب زندهداران
از قلههای پر غبار روزگاران
ما را دلیست چون تن لرزان بیدها
ای سرو قد! بیا و بیاور نویدها
کوه عصیان به سر دوش کشیدم افسوس
لذت ترک گنه را نچشیدم افسوس
یکی از همین روزها، ناگهان
تو میآیی از نور، از آسمان
از غربتت اگرچه سخنهاست یا علی
دنیا دگر بدون تو تنهاست یا علی