وقتی نمازها همه حول نگاه توست
شاید که کعبه هم نگران سپاه توست
«اَلا یا اَیها السّاقی اَدِر کأسا و ناوِلها»
که درد عشق را هرگز نمیفهمند عاقلها
آهسته میآید صدا: انگشترم آنجاست!
این هم کمی از چفیهام... بال و پرم آنجاست
اذان بگو که شهیدان همه به صف شدهاند
که تیرها همه آمادهٔ هدف شدهاند
از دید ما هر چند مشتی استخوان هستید
خونید و در رگهای این دنیا روان هستید