دلی برای سپردن به آن دیار نداشت
برای لحظۀ رفتن دلش قرار نداشت
رسیدی و پر و بال فرشتهها وا شد
شب از کرانۀ هستی گذشت و فردا شد
از بدر، از خیبر علی را میشناسند
یاران پیغمبر علی را میشناسند
بیا به خانه که امّید با تو برگردد
هزار مرتبه خورشید با تو برگردد