بیا به خانۀ آلالهها سری بزنیم
ز داغ با دل خود حرف دیگری بزنیم
صبح بیتو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بیتو حتّی مهربانی حالتی از کینه دارد
مسیح، خوانده مرا، وقت امتحان من است
زمان، زمانِ رجزخوانی جوان من است
چشمههای خروشان تو را میشناسند
موجهای پریشان تو را میشناسند
غم با نگاه خیس تو معنا گرفته
یک موج از اشک تو را دریا گرفته