خدایا لطف خود را شاملم کن
غمی جانسوز، مهمان دلم کن
او آفتاب روشن و صادق بود
گِردش پر از ستارۀ عاشق بود
کیسههای نان و خرما خواب راحت میکنند
دستهای پینهدارش استراحت میکنند
علی آن شیر خدا، شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب
علی آن صبح صادق، آن شب قدر
علی شرح «اَلَم نَشرَح لَک صَدر»