شنیدم رهنوردان محبت
شدند آیینهگردان محبت
بیا تا برآریم دستی ز دل
که نتوان برآورد فردا ز گل
دیدم گل تازه چند دسته
بر گنبدی از گیاه رُسته
بهنام خداوند جانآفرین
حکیم سخن در زبان آفرین
علی آن صبح صادق، آن شب قدر
علی شرح «اَلَم نَشرَح لَک صَدر»
کريم السّجايا، جميل الشّيم
نبّى البرايا، شفيع الامم