نام تو را نوشتم و پشت جهان شکست
آهسته از غم تو زمین و زمان شکست
به همان کس که محرم زهراست
دل من غرق ماتم زهراست
آزرده طعم دورى، از یار را چشیده
روى سحر قدم زد با کسوت سپیده
زینب فرشته بود و پرخویش وا نکرد
این کار را برای رضای خدا نکرد
عطر تن پیمبر از این خانه میرود
بال ملک معطر از این خانه میرود
ماهی که یک ستاره به هفت آسمان نداشت
جز هالهای کبود از او کس نشان نداشت
برگشتم از رسالت انجام دادهام
زخمیترین پیمبر غمگین جادهام
هيچ موجى از شكست شوق من آگاه نيست
در كنار ساحلم امّا به دريا راه نيست
فخر من نزد عرب این بود دختر داشتم
آیت من بود و در گهواره کوثر داشتم