بهار و باغ و باران با تو هستند
شکوه و شوق و ایمان با تو هستند
بُرونِ در بنه اینجا هوای دنیا را
درآ به محفل و برگیر زاد عقبا را
دلش میخواست تا قرآن بخواند
دلش میخواست تا دنیا بداند
بیمار کربلا، به تن از تب، توان نداشت
تاب تن از کجا، که توان بر فغان نداشت