نمردهاند شهیدان که ماه و خورشیدند
که کشتگان وطن، زندگان جاویدند
میرسد پروانهوار آتشبهجانِ دیگری
این هم ابراهیمِ دیگر در زمانِ دیگری!
گر به چشم دل جانا، جلوههای ما بینی
در حریم اهل دل، جلوۀ خدا بینی
کنار دل و دست و دریا، اباالفضل
تو را دیدهام بارها، یا اباالفضل
با حسرت و اشتیاق برمیخیزد
هر دستِ بریده، باغ برمیخیزد
جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم