زخمی شکفته، حنجرهای شعلهور شدهست
داغ قدیمی من از آن تازهتر شدهست
دل غریب من از گردش زمانه گرفت
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
دل اگر تنگ و جان اگر خستهست
گاه گاهی اگر پریشانیم
با پای سر به سِیْر سماوات میرویم
احرام بستهایم و به میقات میرویم