گفت رنجور دلش از اثر فاصلههاست
آن که دلتنگ رسیدن به همه یکدلههاست
دشمن که به حنجر تو خنجر بگذاشت
خاموش، طنین نای تو میپنداشت
راضی به جدايی از برادر نشده
با چند اماننامه کبوتر نشده
هر چند قدش خمیده، امّا برپاست
چندیست نیارمیده، امّا برپاست
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين