ای غم، تو که هستی؟ از کجا میآیی؟
هر دم به هوای دل ما میآیی
بر نبض این گهواره نظم کهکشان بستهست
امید، بر شش ماه عمر او زمان بستهست
میان هلهله سینه مجال آه نداشت
برای گریه شریکی نبود و چاه نداشت
از نو شکفت نرگس چشمانتظاریام
گل کرد خارخار شب بیقراریام