یا علی گفتم همه درها به رویم باز شد
یا علی گفتم، چه شیرین شعر من آغاز شد
خبر این بود که یک سرو رشید آوردند
استخوانهای تو را در شب عید آوردند
یا علی! این کیست میآید شتابان سوی تو؟
با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟
دستهایت را که در دستش گرفت آرام شد
تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين