همین که بهتری الحمدلله
جدا از بستری، الحمدلله
قسمت این بود که با عشق تو پرواز کنم
و خدا خواست که بیدست و سر، آغاز کنم
حسی درون توست که دلگیر و مبهم است
اینجا سکوت و ناله و فریاد درهم است
خبر پیچید تا کامل کند دیگر خبرها را
خبر داغ است و در آتش میاندازد جگرها را
منظومهٔ دهر، نامرتب شده بود
هم روز رسیده بود هم شب شده بود
خانههای آن کسانی میخورد در، بیشتر
که به سائل میدهند از هرچه بهتر بیشتر
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين