باز جنگی نابرابر در برابر داشتند
دست امّا از سر چادر مگر برداشتند؟
در نالۀ ما شور عراقی ماندهست
در خاطره یک باغ اقاقی ماندهست
با گوشۀ شالت پر پروانهها را جمع کردی
گرد و غبار کاشی صحن و سرا را جمع کردی
یکایک سر شکست آن روز اما عهد و پیمان نه
غم دین بود در اندیشۀ مردم، غم نان نه