شعر هیات
خانه

پایگاه اشعار مناسب اجرا در هیأت

منوی شعرهیات

  • خانه
  • اشعار
  • نوحه و سرود
  • پدیدآور
  • کتابخانه
  • یادداشت
    • در‌ آستان اهل‌بیت
    • پیرامون شعر‌آیینی
    • معرفی
  • رویداد
    • کنگره
    • محصولات
    • محفل ادبی
    • کارگاه تخصصی
  • رسانه‌
    • سبک‌ها
    • برنامه ادبی
    • شعر خوانی
    • ردیف خوانی
    • مداحی
    • نغمه‌پردازی
  • جستجو
  • ورود

شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

  1. خانه
  2. کتابخانه
  3. آن‌ها
آن‌ها

آن‌ها

نوع کتاب

دفتر شعر

پدیدآورنده

فاضل نظری

ناشر

انتشارات سوره مهر

سال نشر

۱۳۸۸

توضیحات

سومین مجموعه غزل فاضل نظری

 

آن‌ها

فاضل نظری

نشسته سایه‌ای از آفتاب بر رویش
به روی شانهٔ طوفان رهاست گیسویش

فاضل نظری

عاشورا

غزل

شعر امروز

علاجِ شوق

دل را ز بى‌خودى سرِ از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده‌ام فغان
بانگ جرس ز شوقِ به منزل رسیدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه بَر کنم
بارى علاجِ شوق، گریبان‌دریدن است

شامم سیه‌تر است ز گیسوى سرکِشت
خورشید من برآى که وقت دمیدن است

سوى تو اى خلاصۀ گلزار زندگی
مرغِ نگه در آرزوى پرکشیدن است

بگرفته آب‌ورنگ ز فیض حضور تو
هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی‌کنم
تقدیر غصّۀ دل من ناشنیدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی «امین» سزا لبِ حسرت‌گزیدن است

شهید امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه
آخرین اشعار
محمد رسولی

دلم گرفته و این حال، حال دلتنگی‌ست
هزار و چارصد و پنج، سال دلتنگی‌ست

محمد رسولی

محمدجواد غفورزاده

می‌رسد تا آسمان، نور از خیابان شما
ای بلا و فتنه‌ها دور از خیابان شما

محمدجواد غفورزاده

سیدمحمدجواد شرافت

با ملت «الله اکبر»
از قدرت شیطان نگویید

سیدمحمدجواد شرافت

مهدی حنیفه

ساعت صبح دهم هرچه دگرگون می‌شد
بیشتر جان زمان، قلب زمین خون می‌شد

مهدی حنیفه

امام خامنه‌ای

دل را ز بى‌خودى سرِ از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است

شهید امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه

سیدمحمدرضا یعقوبی‌آل

به سینه دلم دست و پا می‌زند
امام زمان را صدا می‌زند

سیدمحمدرضا یعقوبی‌آل

اشعار برگزیده
سیدمحمدجواد شرافت

شگفتا کرامات ماهی تمام
چه ماهی که خورشید صبح است و شام

سیدمحمدجواد شرافت

ناصر حامدی

مرا به ابر، به باران، به آفتاب ببخش
مرا به ماهی لرزان کنار آب ببخش

ناصر حامدی

مهدی جهاندار

چه جمعه‌ها که یک به یک غروب شد، نیامدی
چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد، نیامدی

مهدی جهاندار

صغیر اصفهانی

عمری‌ست که دم‌به‌دم علی می‌گویم
در حال نشاط و غم علی می‌گویم

صغیر اصفهانی

سیدرضا مؤید

تا یوسف اشکم سَرِ بازار نیاید
کالای مرا هیچ خریدار نیاید

سیدرضا مؤید

محمدحسین ملکیان

یکایک سر شکست آن روز اما عهد و پیمان نه
غم دین بود در اندیشۀ مردم، غم نان نه

محمدحسین ملکیان

هنرهیات
جامع محتوایی
جامعه ایمانی مشعر
هیات تی‌وی

جامعه ایمانی مشعر

  • ارتباط با‌ما
  • کنگره شعر
  • معرفی پایگاه جامع شعر هیأت
  • شعر هیات در پیام رسان ایتا
  • شعر هیات در پیام رسان سروش
  • شعر هیات در اینستاگرام

© ۱۴۰۰ دفتر شعر جامعه ایمانی مشعر

پارسیکام