حشمت از سلطان و راحت از فقیر بینواست
چتر از طاووس، لیک اوج سعادت از هُماست
هر که راهی در حریم خلوت اسرار داشت
دل برید از ماسوا، سر در کمندِ یار داشت
اول دفتر به نام خالق اکبر
آنکه سِزَد نام او در اولِ دفتر
خانۀ فاطمه آن روز تماشایی بود
که فضا جلوهگر از آیت زیبایی بود