هر که راهی در حریم خلوت اسرار داشت
دل برید از ماسوا، سر در کمندِ یار داشت
ای بنای حرم عدل و امان را بانی
ای ز انوارِ تو، آفاق همه نورانی
چشمۀ خور در فلک چارمین
سوخت ز داغ دل امّالبنین
دختر فکر بکر من، غنچۀ لب چو وا کند
از نمکین کلامِ خود حقِ نمک ادا کند