دلی برای سپردن به آن دیار نداشت
برای لحظۀ رفتن دلش قرار نداشت
از حریم کعبه آهنگ سفر داریم ما
مقصدی بالاتر از این در نظر داریم ما
آفتابی کز تجلی بیقرینش یافتم
در فلک میجُستم اما در زمینش یافتم
مردم دهند نسبت رویت بر آفتاب
اما ز بخت خود نکند باور آفتاب
از بدر، از خیبر علی را میشناسند
یاران پیغمبر علی را میشناسند