مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جادۀ سهشنبه شب قم شروع شد
همچون نسیم صبح و سحرگاه میرود
هرکس میان صحن حرم راه میرود
باز روگرداندم از تو، باز رو دادی به من
با همه بیآبرویی آبرو دادی به من
زن، رشک حور بود و تمنّای خود نداشت
چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت