ای کاش غیر غصۀ تو غم نداشتیم
ماهی به غیر ماه محرم نداشتیم
تا آمدی کمی بنشینی کنارمان
تقدیر اشاره کرد به کم بودن زمان
مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جادۀ سهشنبه شب قم شروع شد
وقتی پدرت حضرت حیدر شده باشد
باید که تو را فاطمه مادر شده باشد
بگو که یکشبه مردی شدی برای خودت
و ایستادهای امروز روی پای خودت
همچون نسیم صبح و سحرگاه میرود
هرکس میان صحن حرم راه میرود
جایی که کوه خضر به زحمت بایستد
شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد
زن، رشک حور بود و تمنّای خود نداشت
چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت