خدایا لطف خود را شاملم کن
غمی جانسوز، مهمان دلم کن
او آفتاب روشن و صادق بود
گِردش پر از ستارۀ عاشق بود
مادر موسی، چو موسی را به نیل
در فکند، از گفتۀ ربَّ جلیل
گه احرام، روز عید قربان
سخن میگفت با خود کعبه، زینسان
پیرمردی، مفلس و برگشتهبخت
روزگاری داشت ناهموار و سخت