بوی گل از سپیده میآید
اشک شوقم ز دیده میآید
امروز دلتنگم، نمیدانم چرا! شاید...
این عمر با من راه میآید؟ نمیآید؟
سلام روح بلندِ گذشته از کم دنیا!
تو ای مسافر بدرود گفته با غم دنیا
زخم ارثیست که در سینۀ ایرانیهاست
کشورم پر شده از داغ سلیمانیهاست
نور «اِقرَأ»، تابد از آیینهام
كیست در غار حرای سینهام؟!