کسی از شعر، از توصیف از اندیشه آن سوتر
کسی از دیگران برتر کسی دیگرتر از دیگر
سالها شهر در اعماق سیاهی سخت است
روز و شب بگذرد اما به تباهی سخت است
کیسههای نان و خرما خواب راحت میکنند
دستهای پینهدارش استراحت میکنند
گفتم از کوه بگویم قدمم میلرزد
از تو دم میزنم اما قلمم میلرزد
علی آن شیر خدا، شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب
علی آن صبح صادق، آن شب قدر
علی شرح «اَلَم نَشرَح لَک صَدر»