هله! ای باد که از سامره راهی شدهای
از همان شهر پر از خاطره راهی شدهای
خداوندا به ذات کامل خویش
به دریاهای لطف شامل خویش
ای دوای درون خستهدلان
مرهم سینۀ شکستهدلان
ای وجود تو اصل هر موجود
هستی و بودهای و خواهی بود
تو را اینگونه مینامند مولای تلاطمها
و نامت غرش آبی آوای تلاطمها