تا صبح علی بود و مناجات شَبش
در اوج دعا روح حقیقتطلبش
مفتاح اجابت دعایش، خواندند
سرچشمۀ رحمت خدایش، خواندند
آن یار که غائب است روی ماهش
تقواطلبیست، رسمِ خاطرخواهش
دل در صدف مهر علی، دل باشد
جانها به ولایش متمایل باشد
ای دلشدگان! شاهد مقصود آمد
در پردۀ غیب آن که نهان بود آمد
مدهوشم از این عطر پراکندهٔ سیب
این است همان رایحهٔ روحفریب
عمریست که دمبهدم علی میگویم
در حال نشاط و غم علی میگویم
نور فلک از جبین تابندۀ اوست
سرداریِ کائنات زیبندۀ اوست
ای فاطمه را شمیم! کی میآیی؟
جانبخشتر از نسیم! کی میآیی؟