دل جام بلی ز روی میل از تو گرفت
تأثیر، ستارهٔ سهیل از تو گرفت
جبریل گل تبسّم آورد از عرش
راهی غدیر شد خُم آورد از عرش
دل در صدف مهر علی، دل باشد
جانها به ولایش متمایل باشد
تنها نه خلیل را مدد کرد بسی
شد همنفس مسیح در هر نفسی
از زخم شناسنامه دارند هنوز
در مسجد خون اقامه دارند هنوز
برخاست، که عزم و استواری این است
بنشست، که صبر و بردباری این است