به دل بغضی هزاران ساله دارم
شبیه نی، هوای ناله دارم
همیشه خاک پای همسفرهاست
سرش بر شانۀ خونینجگرهاست
دلم تنهاست، ماتم دارم امشب
دلی سرشار از غم دارم امشب
دلم میخواست عطر یاس باشم
کنار قاسم و عباس باشم
مرا بنویس باران، تا ببارم
یکی از داغداران... تا ببارم
گل اشکم شبی وا میشد ای کاش
همه دردم مداوا میشد ای کاش
نه پاره پاره پاره پیکرت را
نه حتّی مشتی از خاکسترت را