ای کاش غیر غصۀ تو غم نداشتیم
ماهی به غیر ماه محرم نداشتیم
در وسعت شب سپیدهای آه کشید
خورشید به خون تپیدهای آه کشید
او غربت آفتاب را حس میکرد
در حادثه، التهاب را حس میکرد
هم تو هستی مقابل چشمم
هم غمت کرده دل به دل منزل
یک لحظه شدیم خیره تا در چشمت
دیدیم تمام درد را در چشمت
وقتی پدرت حضرت حیدر شده باشد
باید که تو را فاطمه مادر شده باشد
قد قامت تو کلام عاشورا بود
آمیخته با قیام عاشورا بود
چون لاله به ساحت چمن میسوزم
با یاد تو پاره پاره تن میسوزم
سوز جگر از دل به زبان آمده بود
بابا سوی میدان، نگران آمده بود
بگو که یکشبه مردی شدی برای خودت
و ایستادهای امروز روی پای خودت
آن لاله که عشق و خون بهارش بودند
گلهای مدینه داغدارش بودند