میرسد پروانهوار آتشبهجانِ دیگری
این هم ابراهیمِ دیگر در زمانِ دیگری!
فرق دارد جلوهاش در ظاهر و معنا حرم
گاه شادی، گاه غم دارد برای ما حرم
در بند اسارت تو میآید آب
دارد به عمارت تو میآید آب
با حسرت و اشتیاق برمیخیزد
هر دستِ بریده، باغ برمیخیزد
چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسین
با زبانِ اشکهای بیصدا گفتم حسین