میرسد پروانهوار آتشبهجانِ دیگری
این هم ابراهیمِ دیگر در زمانِ دیگری!
کنار دل و دست و دریا، اباالفضل
تو را دیدهام بارها، یا اباالفضل
با حسرت و اشتیاق برمیخیزد
هر دستِ بریده، باغ برمیخیزد
جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم