درختان را دوست میدارم
که به احترام تو قیام کردهاند
تا برویم ریشهای چون تاک میخواهم که هست
نور میخواهم که هستی خاک میخواهم که هست
چو موج از سفر ماهتاب میآید
از آب و آینه و آفتاب میآید
خواست لختی شکسته بنویسد
به خودش گفت با چه ترکیبی
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين