چیست این چیست که از دشت جنون میجوشد؟
گل به گل، از ردِ این قافله خون میجوشد
دستی كه طرح چشم تو را مست میكشید
صد آسمان ستاره از آن دست میكشید
نفسی به خون جگر زدم، که لبی به مرثیه وا کنم
به ضریحِ گمشده سر نهم، شبِ خویش وقف دعا کنم
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين