کمر بر استقامت بسته زینب
که یکدم هم ز پا ننشسته زینب
او هست ولی نگاهِ باطل از ماست
دیوارِ بلندِ در مقابل از ماست
نوای کاروانت را شنیدم
دوباره سوی تو با سر دویدم
بیاور با خودت نور خدا را
تجلیهای مصباح الهدی را
از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم