ای به چشمت آسمان مهر، تا جان داشتی
ابرهای رحمتت را نذر جانان داشتی
باز در پردۀ عشاق صلایی دیگر
میرسد از طرف کربوبلایی دیگر
رود از جناب دریا فرمان گرفته است
یعنی دوباره راه بیابان گرفته است
در آتشی از آب و عطش سوخت تنت را
در دشت رها کرد تن بیکفنت را