سجاد! ای به گوشِ ملائک، دعای تو
شب، خوشهچینِ خلوت تو با خدای تو
از سمت مدینه خبر آورد نسیمی
تا مژده دهد آمده مولود عظیمی
ای پر سرود با همۀ بیصداییات
با من سخن بگو به زبان خداییات
ای ریخته نسیم تو گلهای یاد را
سرمست کرده نفحهٔ یاد تو باد را
در آتشی از آب و عطش سوخت تنت را
در دشت رها کرد تن بیکفنت را