پیشانیات
از میان دیوار میدرخشد
به گونۀ ماه
نامت زبانزد آسمانها بود
مسیح، خوانده مرا، وقت امتحان من است
زمان، زمانِ رجزخوانی جوان من است
همچون نسیم صبح و سحرگاه میرود
هرکس میان صحن حرم راه میرود
غم با نگاه خیس تو معنا گرفته
یک موج از اشک تو را دریا گرفته