چون غنچۀ گل، به خویش پیچید، علی
دامن ز سرای خاک، برچید علی
با کعبه وداع آخرین بود و حسین
چون اهل حرم، کعبه غمین بود و حسین
رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلوگیر دقایق بنویسم
پیشانیات
از میان دیوار میدرخشد
به گونۀ ماه
نامت زبانزد آسمانها بود
بر دامن او، گردِ مدارا ننشست
سقّا، نفسی ز کار خود وا ننشست