وقت وداع فصل بهاران بگو حسین
در لحظههای بارش باران بگو حسین
شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی
به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی
گفتم به گل عارض تو کار ندارد؛
دیدم که حیایی شررِ نار ندارد
جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم