آشفته كن ای غم، دل طوفانی ما را
انكار كن ای كفر، مسلمانی ما را
چه شد مگر که زمین و زمان در آتش سوخت
که باغ خاطرهها ناگهان در آتش سوخت
درختان در آتش، خیابان در آتش
خبر ترسناک است: میدان در آتش
طلوع ناگهانها، زیر آوار
غروب قهرمانها، زیر آوار
غسل در خون زده احرام تماشا بستند
قامت دل به نمازی خوش و زیبا بستند