شعر هیات
خانه

پایگاه اشعار مناسب اجرا در هیأت

منوی شعرهیات

  • خانه
  • اشعار
  • نوحه و سرود
  • پدیدآور
  • کتابخانه
  • یادداشت
    • در‌ آستان اهل‌بیت
    • پیرامون شعر‌آیینی
    • معرفی
  • رویداد
    • کنگره
    • محصولات
    • محفل ادبی
    • کارگاه تخصصی
  • رسانه‌
    • سبک‌ها
    • برنامه ادبی
    • شعر خوانی
    • ردیف خوانی
    • مداحی
    • نغمه‌پردازی
  • جستجو
  • ورود

شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

  1. خانه
  2. کتابخانه
  3. هیاهو
هیاهو

هیاهو

نوع کتاب

دفتر شعر

پدیدآورنده

محمدمهدی خانمحمدی

ناشر

شهرستان ادب

سال نشر

۱۳۹۷

هیاهو

محمدمهدی خانمحمدی

ای خنجرِ آب دیده، ما تشنۀ کارزاریم
لب‌بسته زخمیم اما در خنده، خون‌گریه داریم

محمدمهدی خانمحمدی

شعر پایداری

غزل

محمدمهدی خانمحمدی

چه اعجازی‌ست در چشمش که نازل‌کرده باران را
گلستان می‌کند لبخند‌های او بیابان را

محمدمهدی خانمحمدی

پیامبر اعظم صلوات‌الله‌علیه‌وآله

غزل

محمدمهدی خانمحمدی

تویی پیداتر از پیدا نمی‌یابیم پیدا را
چرا مانند ماهی‌ها نمی‌بینیم دریا را

محمدمهدی خانمحمدی

شعر توحیدی

غزل

محمدمهدی خانمحمدی

دمید گرد و غبار سپاهیان سحر
گرفت قلعۀ شب را طلیعۀ لشکر

محمدمهدی خانمحمدی

مدافعان حریم اهل‌بیت

قصیده

محمدمهدی خانمحمدی

تمام همهمه‌ها غرق در سکوت شدند
خروش گریۀ او شهر را تکان می‌داد

محمدمهدی خانمحمدی

کاروان در کوفه

قطعه

محمدمهدی خانمحمدی

با نگاه روشنت پلک سحر وا می‌شود
تا تبسم می‌کنی خورشید پیدا می‌شود

محمدمهدی خانمحمدی

امام صادق علیه‌السلام

غزل

شعر امروز

علاجِ شوق

دل را ز بى‌خودى سرِ از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده‌ام فغان
بانگ جرس ز شوقِ به منزل رسیدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه بَر کنم
بارى علاجِ شوق، گریبان‌دریدن است

شامم سیه‌تر است ز گیسوى سرکِشت
خورشید من برآى که وقت دمیدن است

سوى تو اى خلاصۀ گلزار زندگی
مرغِ نگه در آرزوى پرکشیدن است

بگرفته آب‌ورنگ ز فیض حضور تو
هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی‌کنم
تقدیر غصّۀ دل من ناشنیدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی «امین» سزا لبِ حسرت‌گزیدن است

شهید امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه
آخرین اشعار
محمد رسولی

دلم گرفته و این حال، حال دلتنگی‌ست
هزار و چارصد و پنج، سال دلتنگی‌ست

محمد رسولی

محمدجواد غفورزاده

می‌رسد تا آسمان، نور از خیابان شما
ای بلا و فتنه‌ها دور از خیابان شما

محمدجواد غفورزاده

سیدمحمدجواد شرافت

با ملت «الله اکبر»
از قدرت شیطان نگویید

سیدمحمدجواد شرافت

مهدی حنیفه

ساعت صبح دهم هرچه دگرگون می‌شد
بیشتر جان زمان، قلب زمین خون می‌شد

مهدی حنیفه

امام خامنه‌ای

دل را ز بى‌خودى سرِ از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است

شهید امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه

سیدمحمدرضا یعقوبی‌آل

به سینه دلم دست و پا می‌زند
امام زمان را صدا می‌زند

سیدمحمدرضا یعقوبی‌آل

اشعار برگزیده
سیدمحمدجواد شرافت

ای که بر روشنای چهرهٔ خود نور پیغمبر سحر داری
نوری از آفتاب روشن‌تر رویی از ماه خوب‌تر داری

سیدمحمدجواد شرافت

مرشد چلویی

من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم
روز اول کآمدم دستور تا آخر گرفتم

مرشد چلویی

محمدجواد شاهمرادی

درخت، جلوۀ هموارۀ بهاران بود
اگرچه هر برگش قصۀ زمستان بود

محمدجواد شاهمرادی

میلاد عرفان‌پور

ما سینه زدیم بی‌صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم، آن‌ها دیدند

میلاد عرفان‌پور

سیدمحمدجواد شرافت

روی تو برده رونق ماه تمام را
مجذوب کرده جلوهٔ تو خاص و عام را

سیدمحمدجواد شرافت

اعظم سعادتمند

رد می‌کنی شاید پس از زنگ دبستان
طفل کلاس اولی را از خیابان

اعظم سعادتمند

هنرهیات
جامع محتوایی
جامعه ایمانی مشعر
هیات تی‌وی

جامعه ایمانی مشعر

  • ارتباط با‌ما
  • کنگره شعر
  • معرفی پایگاه جامع شعر هیأت
  • شعر هیات در پیام رسان ایتا
  • شعر هیات در پیام رسان سروش
  • شعر هیات در اینستاگرام

© ۱۴۰۰ دفتر شعر جامعه ایمانی مشعر

پارسیکام