گر چه از غم، شکسته بالِ من است
اشک من شاهد ملالِ من است
«چرا تو ای شکستهدل! خدا خدا نمیکنی
خدای چارهساز را، چرا صدا نمیکنی»
به ابتدا رسیدهای، به انتها رسیدهای
به درک اولین و آخرین صدا رسیدهای
گفت: در میزنند مهمان است
گفت: آیا صدای سلمان است؟
حرف او شد که شد دلم روشن
در دلم شوق اوست کرده وطن