سفر بسیار کردم تا رسیدن را بیاموزم
زمین خوردم که روزی پر کشیدن را بیاموزم
به همین زودی از این دشت سپیدار بروید
یا لثارات حسین از لب نیزار بروید
سلمان! تو نیستی و ابوذر نمانده است
عمار نیست، مالک اشتر نمانده است
با خودش میبرد این قافله را سر به کجاها
و به دنبال خودش این همه لشکر به کجاها
شعله باش اما چنین بر آشیان خود مزن
دود کن خود را ولی در دودمان خود مزن
هر سو شعاع گنبد ماه تمام توست
در کوه و در درخت، شکوه قیام توست