گریه بود اولین صدا، آری!
روز اول که چشم وا کردیم
هر زمانی که شهیدی به وطن میآید
گل پرپر شده در خاطر من میآید
رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی
عبّاس من! دیدی امّا مانند خواهر ندیدی
سوارِ گمشده را از میان راه گرفتی
چه ساده صید خودت را به یک نگاه گرفتی