سفر بسیار کردم تا رسیدن را بیاموزم
زمین خوردم که روزی پر کشیدن را بیاموزم
دوباره لرزش دست تو بیشتر شده است
تمام روز تو در این اتاق سر شده است
شعله باش اما چنین بر آشیان خود مزن
دود کن خود را ولی در دودمان خود مزن
افتاده بود در دل صحرا برادرش
مانند کوه، یکه و تنها، برادرش